اخبار تازه

پربازدید ها

    کد خبر ۱۳۱۶۸۲ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۰۱:۵۱

    راه دشواری که بیژن‌فر به «کیبورد» رسید

    این هنرمند مشهدی در همایش‌ها و جشن‌ها با هنر خود باعث ارتباط عمیق مجری با مخاطبان می‌شود.

    به گزارش راه شلمچه، در همایش‌ها و برنامه‌های جشن، هنگام اجرای مجری این نوع برنامه‌ها صدای دلنشینی مجری را همراهی می کند که با نوع بیان مجری با آهنگ و یا ملودی‌هایی را می‌شنوید که کیفیت اجرای مجری را دوچندان کرده و به نوعی مخاطبان را با مجری ارتباط عمیق‌تری می‌دهد و این بخش از برنامه را نوازنده ارگ یا کیبورد بر عهده دارد.

    محسن بیژن‌فر یکی از هنرمندان موسیقی و نوازندگان کیبورد است که اخیرا همایشی در اردکان یزد امید زندگانی را به‌عنوان نوازنده همراهی می‌کرد. از اجرای خوب بیژن‌فر باعث شد تا مورد توجه خبرنگار راه شلمچه قرار گیرد با وی گفت‌و‌گویی انجام دهد که در ابتدا خودش را اینگونه معرفی کرد: من متولد سال 1356 و در شهر مشهدمقدس به دنیا آمدم  و از کودکی عاشق موزیک پاپ خارجی بودم.

    وی در پاسخ به این سوال که از بین این همه سازها چرا کیبورد را انتخاب کردید، گفت: در سال 1372 بسیار علاقه‌مند به ساز کیبورد شدم و بالاخره در پایان اسفند ماه 1372 پدرم را راضی کردم که برایم ساز کیبورد بخرد.

    پدر علاقمند بود؟
    کلا خانواده مخالفت شدید می‌کردند و من بدون استاد و با استعداد و عشق خدادادی که داشتم طی در 15 روز تعطیلات نوروز 73 ده تا آهنگ ایرانی که در آن زمان گل کرده بودند را یاد گرفتم و بصورت گوشی با ساز کیبورد بزنم.

    یعنی از آن زمان زندگی موسیقی شروع شد؟
    دقیقا. رفته رفته علاقه من بیشتر شد و زندگی من شده بود ساز زدن بیخ گوش مادرم و آنها هم بشدت از کارم ناراحت بودند اما با تلاش و کار کردن در جاهای مختلف که بتوانم پولی جمع کنم و ساز مورد علاقه‌ام را بخرم، ادامه دادم و تا اینکه سال 1376بطور اتفاقی با معرفی یکی از دوستانم به یک موسسه فرهنگی هنری سینا به مدیریت آقای ایرانمنش که وابسته به خانه تئاتر دانشجو در مشهد بود آشنا شدم و سپس با گروه تئاتر شروع به کار کردم و موسیقی‌هایی که مربوط به کارشان بود را در اجراهای مختلف روی صحنه انجام می‌دادم تا اینکه  نوروز سال 1378 در پارک زیبای کوهسنگی معرفی و دعوت شدم تا با جُنگ شادی که در سیزده روز عید اجرا می‌شد و با هنرمندان مشهدی درجه یک آن زمان همکاری کنم و امید زندگانی تهیه کننده و ناصر روئین تن هم اجرای این جنگ به یاد ماندنی را بر عهده داشتند.

    از این به بعد کار حرفه‌ای را شروع کردید؟
    این برنامه انرژی خوبی به من داد و بعد از آن اجرا با یک گروه موسیقی آشنا شدم ولی بر اثر یک اتفاق آن گروه از هم پاشید و من به اتفاق یکی از اعضای همون گروه که هم خواننده و هم نوازنده گیتار بود یک گروه موسیقی پاپ تشکیل دادیم و نام این گروه پاپ را هیراد گذاشتیم و من در این گروه بسیار فعالیت داشتم. در سال 1380 هم در کنار گروه موسیقی و اجراهای جنگ شادی در کنار هنرمندان مشهدی خصوصا در کنار هنرمندان تقلید صدا و مجریان مختلف بودم تا اینکه با یک مجری بسیار خوش صدا آشنا شدم به نام شهریار صفا جو و من در کنار شهریار بودم باز در یک اجرا در نیشابور با فردی به نام ابراهیم امان الهی آشنا شدم که برنامه های خارج از خراسان را می گرفت و باعث آشنایی من با هنرمندان مطرح از جمله هنرمندان حرفه ایی آن زمان که از بچه های مجموعه جدی نگیرید و عمو پورنگ "داریوش فرضیایی" شد.

    فقط برنامه‌های مشهد را اجرا می‌کردید؟
    بله اما گاهی برای اچرا به خارج از مشهد می‌رفتم و در همان موقع هم نوازنده نمایشگاه بین‌المللی مشهد شدم در همان سال‌ها با جوانی آشنا شدم که تیپ آقای حمید لولایی (آقاخشایار) را می گرفت و کم کم به خشایار مشهدی معروف شد که اسم این جوان هنرمند محمد شکوه بود ما در کنار هم اجراهای زیادی داشتیم و همچنین در کنار شهریار صفا جو رفته رفته بدلیل شلوغ شدن اجراها به فعالیتم در گروه هیراد پایان دادم و در یک اجرای برنامه در کنار شهریار صفا جو و محمد شکوه اتفاقی رقم خورد که مسیر کاری من را عوض کرد و همین اتفاق نو که هنر استثنایی محمد شکوه و همراهی من به عنوان نوازنده آیتم جدیدی به نام تقلید صدای خوانندها بوجود آورد و اتفاقا در آن زمان بسیار مورد توجه همگان قرار گرفت و باعث شد که بعد از مدتی همراه با محمد شکوه به تهران بیایم و جزو برندهای هنری اجرای تقلید صدای خوانندها به حساب بیایم.

    دیگر به تهران کوچ کردید؟
    با افراد حرفه‌ای و کار حرفه‌ای را آغاز کردیم ولی در این مسیر سختی‌های بسیاری را تحمل کردیم این همکاری تا سال 1392 ادامه داشت تا اینکه در مهر ماه این سال زمانی که ما حرف اول را در ایران می‌زدیم در اثر یک اختلاف از محمد شکوه جدا شدم که همین اتفاق به نفع آنهایی‌که وارد این حرفه(تقلید صدای خواننده ها) پشت سرمان بودند شد... دوباره به مشهد بازگشتم و متاسفانه مورد بی مهری یکی از به اصطلاح هنرمندان که از دوستانم بود قرار گرفتم تا اینکه به پیشنهاد شایان صفاجو در کنار شهریار صفاجو به فعالیت خود ادامه دادم و در کنار این فعالیت چند جوان با استعداد و علاقمند به حرفه تقلید صدا را آموزش می‌دادم که این هم در نوع خودش بسیار برای من کاری سخت و ملال آور بود.

    بعدش چه کردید؟ مشهد ماندید؟
    نخیر. فضای مشهد را نمی‌توانستم تحمل کنم و به پیشنهاد یکی از دوستان بسیار قدیمی و عزیزم امیر خائف از تهیه کنندگان حرفه ای تهران در زمستان سال 1395 با معرفی یکی از دوستان بسیار نازنین و هنرمندl داریوش اسدالله پور به تهران برگشتم و در مجموعه رادیویی جمعه ایرانی فعالیت کوتاهی داشتم و در نوروز سال 1396به پیشنهاد یکی از دوستان عزیزم به نام مجید زمانی با یکی دیگر از برندهای طنز و تقلید صدا یعنی سیروس حسینی فر قرارداد بستم و الان هم دوسال از همکاری ما با هم میگذرد ولی در طی سال‌هایی که مشهد بودم از لحاظ روحی به من بسیار سخت می‌گذشت اما افشین جباری در تهران ارتباط تلفنی داشتم و خوشبختانه از زمانی که به تهران برگشتم تا به امروز کنار هم هستیم.

    با کسانی که کارردید الان خاطرتان هست؟
    من در طی این بیست سال فعالیت هنری در جای جای این سرزمین این افتخار را داشتم که با هنرمندان زیادی آشنا و دوست بشم چه در حوزه خوانندها و بازیگران مطرح سینما و تلویزیون و مجریان مطرح کشور که در کنارشون ساز زدم همچون؛ سید مرتضی و سید مصطفی حسینی، سید جواد یحیوی، سید رضا نواب، اقبال واحدی، امیر جوشقانی، داریوش فرضیایی(عمو پورنگ)، حسین رفیعی، محمود شهریاری، رضا رشید پور، فرزاد حسنی، بهمن هاشمی، مسعود روشن پژوه، شهریار صفاجو، امید زندگانی، محمد سلوکی، ایرج نوذری، داوود حیدری، مهران امامیه، نیما کرمی، حسین عباسی، مجید قناد، منوچهر آذری، امیر افشار، حسین مولایی، جواد خالصی، مهدی طهماسبی و دیگر عزیزان.

    فضای موسیقی کشور را چگونه می‌بینید؟
    من یک گلایه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مخصوصا از خانه موسیقی دارم و آن هم این است که متاسفانه چند سالی که حضور تعدادی از به اصطلاح نوازنده را روی صحنه ها شاهد هستم که اصلا نوازنده نیستند بلکه موسیقی را بصورت پلی بک پخش میکنند و هیچ از نوازندگی نمیدونند من از وزارت ارشاد و خانه موسیقی میخوام که اجازه به هر کسی ندهند تابه عنوان نوازنده در جایگاه مقدسی همچون صحنه پا بگذارند چون حق من و همکاران من که همه سختی‌های این راه رواکشیدند ضایع می‌شود و این کارت عضویت خانه موسیقی برای چی هست؟
    چرا حقوق نوازنده های با سابقه صحنه باید پایمال بشه؟ من خبر دارم که بعضی از این به اصطلاح نوازنده ها حتی به تهیه کننده ها پول هم میدهند که بیایند روی صحنه و فقط دیده بشوند ا.میدوارم یک حرکت خوبی در این راستا از طرف وزارت ارشاد و خانه موسیقی انجام شود و به این اوضاع بسیار نابسامان پایان داده شود. جا دارد از همکاران بسیار عزیز و باسابقه خودم هم یادی کنم و این عزیزان هر کدامشان برای کارشان بسیار ارزش قائل هستند و همیشه اجراهای آنها بصورت زنده اجرا می‌شود.

    و کلام آخر
    در پایان تشکر ویژه از همسرعزیزم دارم که بسیار در کنارم سختی‌های کاری من و همچنین خود مرا تحمل کرده و با نبودن من در سفرهای طولانی کاری مسئولیت بچه ها را به عهده داشت.
    همچنین از اعضای خانواده‌ام که بالاخره با حرفه من کنار آمدند و مخصوصا کسانی که از ابتدای این راه تا به الان مشوق من بودند خواهر بزرگوارم بی بی لیلا که همیشه به من روحیه داده و با انرژی مثبتش در این راه همراه من بوده و برادر بزرگوارم مهران که البته ایشان در آلمان ساکن هستند و در آن سالها که من تشنه داشتن یک ساز خوب بودم به من کمک مالی کردند بسیار تشکر میکنم که همیشه این عزیزان با انرژی مثبتی که به من می‌دادند باعث موفقیت بیش از پیش من بودند.
    از مادر عزیز و مهربان و بزرگوارم بخاطر تمام آن اذیت هایی که من بابت تمرین‌های موسیقی و ساز زدنهای پر سرو صدا با رفقای نوازنده در منزل پدری داشتم عذرخواهی می‌کنم و بسیار ممنونم ازش که بالاخره با حرفه هنری من کنار آمد و با دعاهای پر خیر و برکتش چراغ راه زندگی‌ام شد و من هم همیشه دست بوسش هستم.
    امیدوارم جوانهای شایسته ای که علاقه‌مند به این حرفه هستند با چشم باز به این حرفه بیایند و این را بدانند که دورنمای این حرفه هنری بسیار فریبنده است.
    تشکر بسیار ویژه از تمام تهیه کنندگانی که در این راه مرا مورد حمایت قرار دادند و هنرمندان مشهدی عزیز که در زمانی که مشهد بودم درکنار من بودند خصوصا یکی از تهیه کنندگان این حرفه شایان صفاجو و یکی از بهترین‌ها و پیشکسوت تئاتر طنز خراسان شهرام صالحی عزیزم که در بدترین شرایط روحی کنارم بودند که محبت‌شان هرگز فراموش نخواهم کرد و امیدوارم تمام هنرمندان در عرصه های مختلف خصوصا هنرمندان صحنه ای کشور همیشه سلامت موفق و پر کار باشند و حمایت مسئولین کشور می‌تواند بسیار به امید و انرژی کاری هنرمندان کمک کند و مردم عزیز که همیشه حامی هنرمندان این سرزمین هستند و باعث دلگرمی هنرمندانند.
    از سایت راه شلمچه هم بسیار ممنون و سپاسگزارم که این فرصت را به من دادید تا بتوانم از این طریق با عزیزان همکارم و هنرمندان حرفه ای صحنه و مردم هنر دوست ارتباط صمیمانه ای داشته باشم.

     

    اخبار مرتبط :